دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط بین هوش معنوی و انگیزه کاری دبیران مدارس دولتی دوره دوم متوسطه شهرستان کامیاران در سال تحصیلی 

قسمتی از متن پایان نامه :

8-2 هم سویی هوش و تجربه ی معنوی در توانایی حل مسئله

با وجود کوشش هایی که برای مطالعه پدیده ی هوش انجام شده می باشد، به لحاظ پیچیدگی و چندساحتی بودن و نیز عوامل متعدد دخیل در آن، هنوز صاحب نظران به هم سویی کلی در مورد ابعاد گوناگون هوش و حتی تعریفی دقیق از آن دست نیافته اند. کولومبو و فریک[1] (1999) علت این امر را در تفاوت بودن معنای هوش در زمینه های تخصصی و نظام های گوناگون روانشناسی می دانند. گذشته از این پیچیدگی، اندرسون[2] (2000) نیز تاکید دارد که ممکن می باشد آن چیز که که در فرهنگی هوش شمرده می گردد در فرهنگ دیگر پدیده ای غیر هوشی دانسته گردد. به هر رو، با همه ی معناهای گوناگون ماهیت هوش، یک هم سویی کلی و زیر بنایی برای مفهوم هوش در توانایی حل مساله هست (هاید[3]، 2004). به سخن دیگر، یکی از شناسه های بنیادی هوش، توانایی حل کردن مسائل به گونه ای واقع بینانه و عملی می باشد. گاردنر (1997) نیز بر آن می باشد که هوش مجموعه ای می باشد از توانایی ها که فرد در حل مسائل اش راه و روش فرهنگی ویژه ی خود را به کار می برد. به سخن دیگر، هوش اصطلاحی می باشد برای سامان دهی و توصیف ظرفیت های انسانی که با در نظر داشتن گوناگونی های فرهنگی، توانایی گسترش و معنادار شدن می یابد. زوهار و مارشال (2000) نیز اعتبار هوش را در نشان دادن و حل کردن مسائلی دانسته اند که ماهیتی منطقی، احساسی، معنایی و ارزشی دارد.

روی هم رفته، می توان چنین برداشت نمود که هوش پیوندی تنگاتنگ با رفتارهای حل مسئله دارد. مهارت های حل مسئله دارای سازه های دست یابی به اهداف عملی، دست یابی به نتایج مثبت، و در نظر داشتن اهداف جهت دار می باشد. به سخن دیگر، شناسایی و سازمان دهی اهداف و دنبال کردن راه هایی ویژه برای رسیدن به آن هدفها در زندگی، مهارت های حل مسئله می باشد که بشر برای یک گفتگوی مناسب با پیرامون خود به آنها نیاز دارد. بدین سان، اگر معنویت شکلی از هوش شمرده گردد، بایستی فرد را در حل مشکلاتش، با در نظر داشتن شرایط ویژه ی فرهنگی توانا سازد. آیا معنویت می تواند چنین کارکردی برای فرد داشته باشد؟ در پاسخ به این پرسش، بعضی از نویسندگان به شماری از تجربه های مذهبی افراد تصریح کرده اند که کارکردی همچون ساز و کار حل مسئله داشته می باشد. پیشینه ی این زمینه از دوران جیمز(1977)  و نگارش کتاب گوناگونی تجربه های معنوی آغاز می گردد که در آن وی به دین شخصی تصریح داشته می باشد که نشان دهنده ی به کارگیری معنویت در حل معضلات ارزشی و معنادار زندگی شخص می باشد. جیمز بر آن می باشد که مذهب پذیرفته شده ی شخص (مذهب رسمی) پدیده ای پسینی و معنویت پدیده ای پیشینی از تجربه های مذهبی فرد می باشد. جیمز استدلال های منطقی را به تنهایی نشان دهنده ی مذهب یا تجربه های مذهبی فرد نمی داند. وی برای مفهومی کردن این دیدگاه چنین می گوید که تجربه ی معنوی و مذهبی نیز همچون مهر، خشم، امیدواری، بلندپروازی، رشک، و هر خواهش و تنش غریزی دیگر، معناهایی را به زندگی بشر ها می آورد که به گونه ای عقلانی یا منطقی قابل قیاس با پدیده ای دیگر نیست. اگر چه شاید بتوان استدلال هایی عقلانی برای این گونه تجربه های معنوی پیدا نمود، اما نمی توان شالوده و پایه های بنیادی چنین تجربه های معنوی را مشخص نمود (تسی[4]، 2003). بدین سان، احساس های معنوی تکمیل کننده و معنادهنده ی بخش های گوناگون زندگی بشر می باشد (پریستلی[5]، 2001) و این حوزه ی جدید قدرت، بشر را توانمند می سازد که تجربه های معنوی خود را چونان ساز و کاری برای برخورد و یافتن راه حل برای معضلات و سختی های زندگی به کار گیرد.

جیمز[6](1977) از این معنا به کیفیت درونی تعبیر کرده می باشد. افرادی که وضعیت های معنوی و عرفانی را تجربه می کنند، وضعیت های معرفتی و شناختی را نیز درک می کنند. کیفیت درونی، بینش و آگاهی به ژرفای حقایقی می باشد که به وسیله ی استدلال های عقلانی درک نشده می باشد. کیفیت های درونی دارای روشن گری، شهود، و پر از معنا و راز اند که در سراسر زندگی به بشر توانایی و نیروی رویارویی با مسائل و معضلات می دهد. کسانی که به چنین تجربه هایی دست می یابند چنین بازگو می کنند که در حالی که سرشار از احساس اند واقعیت های عقلانی را نیز به روشنی و به گونه ای مسلم در زندگی می بینند و زندگی خود را دارای تحول و تغییر می یابند. بدین سان، تجربه های معنوی همچون ساز و کاری برای پویایی بخشیدن به زندگی در شیوه ای خاص اقدام می کند. به سخن دیگر، تجربه های معنوی به گونه ای یگانه و فردی اقدام می کند و علی رغم هدایت بشر ها برای اقدام، راه حلی برای مسائل به شیوه ی خاص و در سبک های مختلف و جایگاه زندگی آن ها پدید می آورد. زوهار و مارشال (2000) نیز بر آن اند که تجربه های معنوی ، بینشی ژرف پدید میاورد که چشم اندازهایی نو و تازه به زندگی باز می ‌کند. این بینش و چشم انداز تازه شخص را قادر میسازد که از عهده ی کارها به خوبی برآید و به گونه ای خلاق راه حل هایی تازه برای مسائل زندگی خود برگزنید.

   Colombo& Frick.1

 Anderson.1

 Hyde .2

 Tacey.1

 Priestley.2

 James.3

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش

1-1-4-هدف کلی:

شناسایی ارتباط بین هوش معنوی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران در سال تحصیلی 1393-1392.

2-1-4 – اهداف جزئی:

  • تعیین وضعیت هوش معنوی دبیران متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
  • تعیین وضعیت انگیزه کاری دبیران متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
  • تعیین ارتباط بین تفکر انتقادی وجودی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
  • تعیین ارتباط بین تولید معنی شخصی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
  • تعیین ارتباط بین اندازه آگاهی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
  • تعیین ارتباط بین توسعه حالت آگاهی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
  • مقایسه اندازه هوش معنوی بین دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران از لحاظ ویژگی های فردی (جنس، سنوات خدمت و اندازه تحصیلات).
  • مقایسه اندازه انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه شهرستان کامیاران از لحاظ ویژگی های فردی (جنس، سنوات خدمت و اندازه تحصیلات).